تبليغاتX
دخترای تربتی

زندگی یعنی چکیدن

همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت

گم شدن در نرمی عشق

باز هم دلتنگی . . .  

کـاش میشد اشک را تهدید کرد

مدت لـبـخنــــد را تمـــدید کــــرد

کــاش میشد از میان لحظه هــا

لــحظه دیـــــدار را نزدیک کــــرد


 

ببين چي ميكشم بي تو پس تنهام نزار

ای بی انتها...

گریه

  


 

Broken Heart  Upgrade your email with 1000's of emoticon icons Beating Heart

 


 

 هیپنوتیزم . . .

 

 

 

 

خطای چشم

 

 

خطای دید . . .

اگر حرکت نقطه صورتی را دنبال کنید فقط یک رنگ خواهید دید، صورتی
اگر به + مرکز خیره شوید ، نقطه ای که در حال حرکت است به سبز تبدیل می شود
اکنون اگر به + وسط نگاهتان را ثابت نگه دارید ، بعد مدت کوتاعی تمام نقاط صورتی به آرامی ناپدید میشوند و شما تنها یک نقطه سبز در حال چرخش خواهید دید

 



                                           

                           

    

 لطیفه ها . .


    Image hosting by TinyPic مبارك                 

 

 

...

ترکه آشغال ميره تو چشماش سره ساعت 9 ميشينه دم در

...

توي اردبيل علي دايي براي اينکه شناخته نشه چادر سر ميکنه ميره نانوايي . ميبينه يه خانم تپل مپل و کار درست جلوش وايساده و دايي هم مي چسبونه به زنه  يهوزنه مي گه : علي جون فشار نده منم رضا زاده

...

يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!!

 ...
 
عابري از يك نفر كه كنار خيابان ايستاده بود, پرسيد:
اينجا چرا ايستادي؟
مخاطب گفت: هفده, هفده, هفده...
عابر دوباره پرسيد: هفده, هفده يعني چه؟
گفت: فضولها رو ميشمرم و تو هفدهمي هستي...!!!
 
...

تركه ميخواسته تو يك ادارة دولتي استخدام شه، ميبرنش گزينش. اونجا يارو ازش ميپرسه: شما وقتي ميخواين وارد مستراح شيد، با پاي راست وارد ميشيد يا با پاي چپ؟!  تركه هول ميشه، ميگه: ايلده شما منو استخدام كنيد، من با سر وارد ميشم

...

 به تركه ميگن: چرا ماشينت را از پلاكش شروع ميكني به شستن؟ تركه ميگه: يه دفعه از سقف شروع كردم به شستن رسيدم به پلاكش ديدم كه ماشين خودم نبود

...

تركه سوار هواپيما ميشه، ميشينه كنار دست يك پيرمرده. خلاصه سر صحبت باز ميشه و اين دوتا نسبتاٌ با هم رفيق ميشن. وسطاي راه، يك مهمون دار مياد از پيرمرده ميپرسه، پدر شما شكلات ميل داريد؟ پيرمرده ميگه: نه خيلي ممنون، من بواسير دارم. مهمون داره از تركه ميپرسه: شما چي؟ تركه مياد تريپ رفاقت بگذاره، ميگه: نه مرسي. اين رفيقمون بواسير داره، باهم ميخوريم

...

!ترکه ماشينش تو برف گير ميگنه زنجير نداشته سينه ميزنه

 

...

دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک  بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم

 

 ...

ترکه می خواست نماز بخونه مهر نداشت امضاء میکنه.

...

 

ترکه میره خواستگاری دختره سیبیل داشه!بهش میگه:چرا سیبیل داری؟ دختره می زنه زیره گریه.ترکه میاد دلداریش بده میگه:عیب نداره مرد که گریه نمی کنه!!!

 

...

 

ترکه نماز قضا زیاد داشته زیر سجادش کاربن میگذاره...

 

...

 

 

 

 

 
 
 

 

  

  

  عشق چيست ؟
عشق دانش است . دانش و فرهنگ است توامان و آن كس كه

 از اين دو بي بهره است تواناي عشق ورزيدن ندارد عشق دلپذير

 ترين جهان بيني آدمي است آن جهان بيني نجيب و جليل كه از

 آغاز تاريخ انسان تا كنون جانهاي شيفته بسياري براي بر

 پاداشتن جهاني شايسته و بايسته ي آن كوشيدند و جان باختند

 براي :

روزي كه كمترين سرود بوسه است

و هر انسان

 براي هر انسان

برادريست

روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند 

قفل افسانه اي است و قلب براي زندگي بس است   

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1385ساعت 10:53  توسط یکی از همون دخترا  | 

 





Powered by WebGozar

آمار بازديدکنندگان :